السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
555
تحرير الوسيلة (فارسى)
نهى او و احوط ترك روزه است ، حتّى در صورتى كه اذن ندهد و روزهء مستحبى فرزند ، بدون اذن پدرش اگر به خاطر شفقت و مهربانى اسباب اذيّت او نشود و اگر نهى كند ، احتياط نبايد ترك شود ( به احتياط واجب روزه نگيرد ) ، اگر چه باعث اذيّت پدر هم نباشد و همچنين است منع مادر . و بنابر احتياط واجب اين حكم درباره فرزند هر چند پايين برود ( نوه و نبيره ) و پدر هر چند بالا برود ( جد ، جد پدر . . . ) جريان دارد ، بلكه بهتر است ، اذن مادر نيز مراعات شود . و كسى كه روزه او را براى خواندن دعاهاى عرفه و اشتغال به آن ضعيف و بىحال مىگرداند بهتر است روز عرفه را روزه نگيرد و همچنين اگر احتمال بدهد كه آن روز عيد باشد ، بهتر است روزه نگيرد . امّا كراهت حتّى به معناى مصطلح آن در عبادات نسبت به اين دو ( روزهء روز عرفه ، با ضعف از دعا يا احتمال عيد ) ظاهرا نباشد . ( 1 ) روزههاى حرام ( 2 ) ( روزههاى حرام عبارت است از ) روزهء دو عيد ( فطر و قربان ) و روزهء روز سىام شعبان ( روزى كه نمىداند از ماه شعبان است يا رمضان ) به نيّت اينكه از ماه رمضان باشد و روزهء ايام تشريق ( يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم ذى حجه ) براى كسى كه در منى باشد چه اشتغال به اعمال حج داشته باشد ، يا نداشته باشد و روزه گرفتن براى وفاى به نذر معصيتى كه كرده است و روزهء سكوت به اين معنى كه نيّت سكوت و حرف نزدن نمايد ، اگر چه در بعضى از روز باشد ، ولى اگر بدون نيّت ، اگر چه تمام روز را سكوت كند ، مانعى ندارد و روزهء وصال ، و بنابر اقوا روزهء وصال اعم است از اينكه يك روز و شب را تا سحر ، نيّت كرده روزه بگيرد يا دو روز و يك شب را ، ولى اگر افطارش را تا سحر يا تا شب بعد بدون نيّت روزه تأخير اندازد ، مانعى ندارد ، اگر چه احتياط ( مستحب ) ترك آن است چنان كه احتياط آن است كه زن بدون اذن شوهر روزهء مستحبى نگيرد بلكه در صورتى كه روزه مزاحم حق شوهرش باشد ، و بلكه شوهر او را از روزه گرفتن نهى كند مطلقا ( چه مزاحمت با حق شوهر داشته باشد چه نداشته باشد ) نبايد اين احتياط را ترك كند . ( 3 ) اعتكاف ( 4 ) اعتكاف عبارت است از ماندن در مسجد و درنگ در آن به قصد اينكه با آن بندگى خدا نمايد و لازم نيست نيّت عبادت ديگرى غير از ماندن در مسجد به آن ضميمه شود ، اگر چه احتياط مستحب است و اعتكاف ذاتا و در اصل شرع اسلام مستحب است و گاهى انجام آن به خاطر نذر يا عهد يا قسم يا اجاره و مانند آن واجب مىشود . و در هر زمانى كه